محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

137

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

ملاقاة حر با امام ( ع ) مگر روزى به وقت زوال كه امام با ياران روان بود ، يكى به بانگ بلند تكبير گفت . امام فرمود : تو را چه شد كه به ناهنگام تكبير گويى ؟ گفت : درختان نخيل ديدم وديگرى گفت : بدين زمين نخلستان نباشد ؛ همانا اينكه تو بيني سنانهاى نى وگوشهاى ستوران « 1 » است . امام فرمود : من نيز همين بينم . وبفرمود تا ياران در جانب چپ زنند وبه ذي حسم « 2 » پشت دهند وآن سواران فرا رسيدند وچون ايشان را بر اين صفت ديدند هم به ذي حسم روى بگردانيدند . وگويى سنانهاى ايشان چون نيش زنبوران تيز كرده بود وعلمهاى ايشان چون پر پرندگان گسترده . وياران امام به ذي حسم پيشى گرفتند وفرود آمدند وپرده‌ها دركشيدند وخيمه‌ها راست كردند . وآن سواران برسيدند ويك هزار تن بودند . وأمير ايشان حرّ بن يزيد التميمي بود ، از اشراف عرب وبزرگان قبايل . وبه وقت زوال در برابر امام صف برزدند وامام وياران همگان به انديشه شدند وشمشيرها حمايل كردند ودستها بر قبضهء شمشير يازيدند . وامام جوانان جمع را بفرمود تا آن گروه را آب دهند وآن ستوران را سيراب كنند وخود أبو عبد اللّه - سلام

--> ( 1 ) . چهارپايان ( 2 ) . ذو حسم صحيح است كه در متن ثبت شد ودر نسخهء أصل ذي خشب بود كه اشتباه است وذو حسم نام كوهى است نزديك كوفه كه امام فرمودند آنجا سنگر مىگيريم . ر . ك : تاريخ طبري ج 3 / 305 ؛ وقعة الطف ص 168 ؛ ارشاد ص 223 .